کوهنوردی نیشابور ، گروه کوهنوردی همای نیشابور

به وبلاگ گروه کوهنوردی همای نیشابور خوش آمدید

کوهنوردی نیشابور ، گروه کوهنوردی همای نیشابور

به وبلاگ گروه کوهنوردی همای نیشابور خوش آمدید

عظیم را تنها نگذارید


 کوهنورد و کوهنویس عزیز ایرانی،

تا زمان تاریخی شدن کوهنوردی ایران ، تنها سه گام  باقی مانده است!

دو گام سخت و نفس گیر آن را کوهنورد توانمند ایرانی عظیم قیچی ساز با صعود قله های شیشاپانگما  و لوتسه برخواهد برداشت و یک  گام ساده و آسان آن را  من و شمای کوهنویس با حمایت معنوی از او، برخواهیم داشت!

 

* از همه کوهنویسان عزیز ( سایت ها و وبلاگ های کوهنوردی ) دعوت می کنم در حمایت از عظیم قیچی ساز هم اکنون و تا زمان بازگشت او از شیشاپانگما، لوگوی فوق را در قسمت بالای وبلاگ خود به نمایش در آورند و مصرانه پیام حمایت آمیز خود از عظیم قیچی ساز را به گوش مسئولان برسانند!

26 اردیبهشت برابر با 15 اپریل

سال 1382 خورشیدی در چنین روزی اعضای تیمهای امداد و نجات زمستانی شهرستانهای دورود بروجرد خرم اباد و گروه کوهنوردی بانوان بامداد حاج خانم ماهیگیر فرزانه نیری مریم بیان ناهید عطا الهی و لیلا پاک نهاد به قله ی اشترانکوه صعود کردند و از دریاچه گهر باز دید نمودند .

تسلیت به مدرس گرانقدر جناب اقای دکتر سپهری



PDF چاپ نامه الکترونیک

با خبر شدیم؛ «دکتر جعفر سپهری»در کارگروه آموزش و مدرس هواشناسی، سوگوار فقدان خواهر گرامی‌شان هستند. ضمن عرض تسلیت صمیمانه به وی و خانواده‌ی محترم ایشان، برای آن عزیز از دست رفته علو درجات را از خداوند متعال مسئلت داریم.

25فروردین ماه برابر با 14 اپریل

سال 1383 خورشیدی در چنین روزی شهرام ضیایی دانش اموخته ی رشته مهندسی عمران که در جمع کوهنوردان دانشگاه شریف به جنگل گلستان رفته بود در حال مسیر یابی به علت لغزندگی سنگها به دلیل بارندگی از فراز ابشار اق سو سقوط کرد و جان باخت .


24فروردین ماه برابر با 13اپریل

سال 1382 خورشیدی در چنین روزی چهارمین دوره مسابقات یخ نوردی در رود بار قصران برگزار شدو تا سی و یکم فروردین ادامه یافت این دوره از مسابقات به صورت ازاد و به مناسبت گرامی داشت خاطره ی محمد اوراز قهرمان ملی ایران بر روی دیواره ی مدرسه یخ نوردی رود بار قصران برگزار گردید مسابقات (داری تولینگ )یا یخ نوردی صعود بر روی دیواره های پوشیده از یخ و برف مصنوعی یا طبیعی می باشد و دارای جذابیت ویزه ای است در این دوره افشین یوسفی و احسات سلحشور از تهران اول و دوم و میثم تقی پور از شهرستان قزوین نفر سوم و اکبر جلو انی از شهرستان اصفهان چهارم شد .

گزارش برنامه بوژان 1393/1/22

اولین برنامه تقویم گروه در حالی اجرا شد که شرایط آب و هوایی خوبی بر منطقه بوژان حاکم نبود.

ساعت شش و سی دقیقه صبح جمعه تعداد 15 نفر متشکل از 13 نفر خانم و 2 نفر آقا راهی بوژان شدیم. در منطقه کمر زرد بوژان صبحانه را خوردیم.

در محل کمر زرد کارگاه آموزش گره ، اصول سنگنوردی ، حرکت بر روی طناب ثابت و فرود با ابزار آموزش داده شد.


بعد از صبحانه و کارگاه های آموزشی تیم به طرف سه راهی مرغزار دره براه افتاد ، در بین راه با توجه بودن به شرایط ناپایدار هوا و سوال بعضی از اعضا توضیحاتی پیرامون انواع ابر ها و خواص آنها نیز ارائه شد.

تیم ناهار را ابتدای دره مرغزار دره (مغزیدر) صرف کرد و ساعت 18 نیز در روستا به نیشابور بازگشت.

سرپرست : نفیسه عارفخانی

راهنمای برنامه : امیر حمداد

مربی : عفت کریمی (مدرس درجه 3 کوهپیمایی) - امیر حمداد ( مدرس درجه 3 کوهپیمایی)

22 فروردین ماه برابر با 11 اپریل


سال 1380خورشیدی در چنین روزی در یک صبح زود و هوایی بسیار سرد با صدای دکتر حمید مساعدیان پزشک تیم اعزامی فدراسیون کوهنوردی کشور برای صعود به قله ی ماکالو 8463 متر ارتفاع پنجمین قله ی بلند دنیا کوهنوردان تیم از خواب بیدار شدند تا دکتر نبض و فشار خون انان را اندازه گیری نماید.کوهنوردان پس از گرفتن نبض و فشار خون به قصد رسیدن به کمپاصلی حرکت کردند و پس از مشاهده ی ریزش قندیلها و ابشارهای یخی به علت تابش نور افتاب و تماشای بار بر ها ی زحمتکش که با پای برهنه مسیر را طی میکردندبه کمپ اصلی ماکالو در ارتفاع 4795متری رسیدند پرچم ایران را نصب کردند و در کنار ان سرود زیبای ای ایران را زمزمه نمودند . 

21فروردین برابر با 10اپریل

سال 1383 خورشیدی در چنین روزی یک گروه 16 نفری از کارمندان جمعیت هلال احمر (گروه کوهنوردی ازاد کوه )به عزم صعود به قله ی کبود در منطقه رود هن به راه افتادند پس از یک ساعت بهرام شیرزاد که با احساس ناراحتی در قفسه سینه دو قرص نیتروگلایسرین خورده بود از حرکت باز مانده بود یکی از کوهنوردان به سرعت خود را به روستای ایرا و تلفن رساند اورزانس تهران نیز به سرعت با هلی کوپتر وارد منطقه شد شیرزاد را به بیمارستان رساند و از خطر حتمی نجات یافت .

درخت اسم خدا رو زمزمه کرد


سالهای سال،درخت سیب اسم خدا را زمزمه کرد و با هر زمزمه ای

سیبی سرخ بدنیا  آمد.

سیب ها هر کدام یک کلمه بود . کلمه های خدا...

مردم کلمه های خدا را می گرفتند و نمی دانستند که درخت اسم خدا

را منتشر می کند.

درخت اما می دانست ، خدا هم...

درخت اسم خدا را به هرکس که می رسید می بخشید.

آدم ها همه اسم خدا را دوست داشتند.بچه ها اما بیشتر...

و وقتی سیب می خوردند ، خدا را مزمزه می کردند و دهانشان بوی خدا می گرفت...

درخت سیب زیادی پیر شده بود خسته بود . می خواست بمیرد ؛

اما اجازه خدا لازم بود ...

درخت رو به خدا کرد و گفت :

"همه عمر اسم شیرینت را بخشیدم ؛ اسمی که طعم زندگی را یاد آدم ها می داد .

حس می کنم ماموریتم دیگر تمام شده بگذار زودتر به تو برسم "


خدا گفت :

" عزیز سبزم ! تنها به قدر یک سیب دیگر صبر کن.

آخرین سیبت ، سهم کودکی است که هنوز دندانهایش جوانه نزده ،

این آخرین هدیه را هم ببخش . صبر کن تا لبخندش را ببینی ."


و درخت یکسال دیگر هم زنده ماند . برای دیدن آخرین لبخند

و وقتی که کودک اخرین سیب را از شاخه چید ،

خدا لبخند زد و درخت ، آرام در آغوش خدا جان داد ...

 

20فروردین ماه برابر با 9 اپریل

سال 1377 خورشیدی در چنین روزی کوهنوردان اعضای جبهه ی سبز ایران در جنگلهای ماسال و شاندر من درخت کاشتند .